


سوال دارم
سوالهای بی جواب که عین خوره افتاده به جانم ....
می خواهم بپرسم از مردی که فک می کند مرد است .مرد بودن به ریش وهیکل داشتن نیست
آقای احمدی .روزی که مهدی رفت همه گفتند پشت کرد به کشور و رفت ..
همه گفتند بی احساس است
همه گفتند نامرد است
اما یه نفر دستش را نگرفت تا بلندش کند .یک نفر حق را به او نداد . یک نفر نگفت چیست
دردت ؟؟همه گفتند بگذار برود کسی که ضربه میخورد اوست.
آری شاید عقاب برگردد .ولی سوال از شما؟؟ با چه رویی میخواهید مقابل سید بایستید
با چه رویی به چشمان معصومش نگاه خواهی کرد؟؟؟؟؟؟؟
چرا الان احمدی ناراحت است از برگشت عقاب؟؟ چرا به پسرک مثلا ایرانی - آلمانی طعنه میزند ؟؟
بگو ..بگو... تو که رفیق بودی با تمام کسانی که اخم کردند به نفس من .با کسانی که هر وقت
ناراحت بودند به جان مهدی غر زدند .
جواب بده .... اگر مردی ( که نیستی ) بگو بگو از تمام روزهایی که جای مهدی را گرفتی به گمان
اینکه عقابی.. اما شغال هم نبودی
به جای اینکه جای دیگران را بگیری دنبال جا برای خودت باش این دنیا به اندازه ی همه ما جا دارد
این حرفم برای تو نیست رحمان .برای همه ی کسانی است که نیش زدند ورفتند
بزرگت که کیروش بود .کوچکت که سوشا بود
در آخر میخواهم به دانیال بگویم : گفته بودی دوس ندارم مهدی را بشناسم . میگویم : به نفعت
است نشناسی چون گرفتار مرام ومعرفتش میشوی ...
انصاف هم خوب چیزیست ..
این جواب تمام زحمات مردی نبود که با رباط پاره برای کشورش بازی کرد . برای مردی که با درد
بازی کرد ورفیق نیمه راه نشد برای مردی که...................
بگذار نگویم
واینکه شکستن دل تاوان سختی دارد ... منتظر صدای چوب خدا باشید..
والسلام
ب
نظرات شما عزیزان:
هانییییییییییییییییییییی جیگرم اتیششششششششششششش گرفتتتتتتتتتتتتت
آه سیدبدمیگیرهههههههه نامرداااااااااااااااااا
پاسخ:نمیدونن که!!!!!!!!!!!!! عین مونگلا باید تجربش کنن تا بفهمن!!!!!!!!
تاريخ : سه شنبه 29 بهمن 1392 | 18:7 | نویسنده : هانیه |